چوبر چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر


گفتگو با “علیرضا شوکتی” مجری و خبرنگار صدا و سیما
گرفتن پرینت
کد خبر: 8469  |   تاریخ انتشار:۲۹ مهر ۱۳۹۷   |   نویسنده: آرتمیسا جهانی
گفتگو با “علیرضا شوکتی” مجری و خبرنگار صدا و سیما

“به همان نسبت که خبرنگاری شغلی جذاب، پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. هرچند در ایران شاید این خطرات کمتر باشد اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها یکی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است. بنابر این دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.” اینها بخشی از صحبت های علیرضا شوکتی مجری و خبرنگار صدا و سیما است که مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید:
با سلام و عرض احترام خدمت شما لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار خبرنگاری را چه زمانی و از کجا شروع کردید؟
من علیرضا شوکتی هستم و ۲۰ تیر ماه ۵۸ در چوبر تالش بدنیا آمدم. و تحصیلات ابتدایی را در همان چوبر و دوره متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی آستارا به پایان رساندم. و جالب است بدانید که از کلاس پنجم ابتدایی فعالیت مطبوعاتی را با ارسال کاریکاتور برای ” مجله گل آقا ” و دیگر نوشته های کوتاه برای مجلات ” رشد ” آغاز کردم. و در دوره دبیرستان هم بطور جدی همکاری با روزنامه “ایران” و “همشهری” را ادامه دادم. اما همکاری با مجله ” ایران جوان ” اوج موفقیت و فعالیتم در مطبوعات بود بطوریکه در عرض یک سال یعنی سال ۷۷ موفق به کسب عنوان خبرنگار برتر سال شدم.

همچنین همان سال با شرکت در مسابقات راپمی ( کشورهای حوزه خلیج فارس ) بعد از نماینده کویت من از ایران دوم شدم که از طرف معاونت وقت رییس جمهور، (خانم ابتکار) تقدیر شدم.

قبولی در دانشگاه هنر تهران سکوی پرتاب من به سمت صدا و سیما شد و از سال ۸۳ وارد باشگاه خبرنگاران جوان شدم که در ادامه هم همزمان با ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات دانشگاه صدا و سیما، بعنوان مجری برنامه مثلث شبکه خبر و سپس برنامه ترکیبی “همت و برکت” و بعد از آن هم برنامه اقتصادی تیمچه را اجرا کردم و اکنون هم بعنوان خبرنگار و مجری شبکه ایران کالا که تنها شبکه اختصاصی اقتصادی ایران است کار میکنم.

 

آیا علاقه مندی به حرفه خبرنگاری تنها انگیزه شما برای انتخاب این شغل بود یا اهداف دیگری نیز داشتید؟

من از بچگی چنان علاقه ایی به اخبار تلویزیون ، مطبوعات و روزنامه داشتم که به خانواده ام میگفتم بجای لباس یا اسباب بازی برایم مجله یا روزنامه بخرند. چون مطبوعات آن زمان کمیاب بود، صفحات رنگی مجلات یا روزنامه کهنه هایی که موقع خرید وسایل روزانه خونه، به این اقلام می پیچیدند من درخانه جدا کرده و کنار هم می چیدم که بخوانم یا عکسهایشان را نگاه کنم. آن زمان گوشت و مواد غذایی را فروشنده در روزنامه یا برگه های مجله می پیچید، و هر وقت پدرم گوشت می خرید،قبل از همه سراغ اون تکه روزنامه ها می رفتم و آنها را جمع می کردم. بطور کلی علاقه شدیدی به اخبار و گزارش های خبری داشتم و هنوز هم با اشتیاق کارهای موفق و گزارشهای تصویری و ایرانی و خارجی بخصوص کارهای ” پروفسور نایل فرگوسن ” را با جدیت دنبال میکنم.

 

از شبکه ایی که کار می کنید کمی توضیح دهید.

در حال حاضر خبرنگار و مجری شبکه ایران کالا هستم. این شبکه اولین شبکه تلویزیونی اقتصادی ایران است که در جهت حمایت از تولید داخلی و معرفی ظرفیت ها و توانمندی تولیدکنندگان ایرانی و همچنین معرفی مناطق گردشگری ایران فعالیت می کند. در بخشی از برنامه های این شبکه “پایش پلاس” یا “وقت کار” را داریم که به روشی ساده راههای کسب و کار را به علاقمندان با حداقل سرمایه اموزش می دهد. در بخشی دیگر با عنوان “ایستگاه” ضمن معرفی مناطق گردشگری و تفریحی کشور، با نوآوری های دانش پزشکی و گردشگری سلامت آشنا می شویم. از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۸ عصر، هر دو ساعت آخرین خبرها و رویدادهای اقتصادی پخش می شود. اکثر نمایشگاهها و رویدادهای اقتصادی در حال اجرا بصورت زنده از این شبکه اطلاع رسانی می شود و …

ریاست این شبکه بر عهده دکتر زابلی زاده است که از پایه گذاران شبکه خبر بوده و در طی این مدت، شبکه ایران کالا را به یک شبکه متفاوت و جذاب در کشور تبدیل کرده که روز به روز به بینندگان آن اضافه می شود.

 

یک روز کاری یک خبرنگار چگونه می گذرد؟

خبرنگاری یک شغل پیوسته است و روز و شب ندارد. چون همواره در اتفاقات خوشایند و ناخوشایند در حال تکاپو است. در اتفاقاتی مثل حادثه پلاسکو یا زلزله، فوتبال و… مرتب باید در حال کشف و ضبط اتفاقات و رویدادها باشد تا برای بینندگان و شنوندگانی که هر لحظه منتظر خبرهای تازه هستند، مخابره کرده و نگرانی ها را کم کند.

اما در حالت عادی هم این شغل استرس زیادی دارد. وقتی قرار است در یک برنامه ایی گفتگو یا مصاحبه داشته باشیم، ترس از اینکه تجهیزات مشکل فنی پیدا کند یا زمان از دست برود و یا اینکه حتی مهمان از دست برود وجود دارد. بطوریکه خیلی وقت پیش در یک برنامه زنده تلویزیونی که همه امکانات و شرایط برای یک گفتگوی کوتاه مهیا شده بود ۱۰ ثانیه مانده به پخش، مهمان به دلایلی انصراف داد و موجی از استرس وجودمان را گرفت که با درایت تهیه کننده موضوع ختم به خیر شد و با یک پلاتو جمع کردیم که بعدا دیدیم برنامه زیبایی هم شده.

 

آیا ماهیت حرفه خبرنگاری ویژگی ها و اهمیت آن برای مردم و مسئولان به اندازه کافی شناخته شده هست؟

نه بطور کامل. هنوز در کشور ما خبرنگاران به جایگاهی که باید باشند نرسید ه اند. برخی نگاهها و دروازه بانی ها باعث شده خلاقیت خبرنگاری مغمول واقع شود. البته خبرنگاری شرایط و ویژگیهایی دارد که بر خواسته از شخصیت، هویت و ذات فرد است و هر کسی را هم نمی توان خبرنگار نامید. از طرف دیگر بارها شاهد برخور نامناسب برخی مدیران و مسئولان با خبرنگاران بوده ایم که در نهایت با یک عذر خواهی سر و ته قضیه را هم می آورند و راحت از کنارش گذشته اند، غافل از اینکه بسیاری از همین مسئولان از دریچه دوربین همین خبرنگاران و رسانه ها به جامعه معرفی شده اند و رشد کرده اند. چندی پیش به یکی از وزرا که زمانی چندان از خبرنگاران خوشش نمی آمد گفتم : “جناب وزیر آیا هنوز هم نمی خواهید جواب خبرنگاران را بدهید؟” گفت: “ما که به شما ارادت داریم. چرا که یک جامعه پویا و موفق همیشه به خبرنگاران منصف نیازمند است. اما مسئولیت پیچیدگی خودش را دارد که برخی خبرنگارنماها با غرض ورزی آن را پیچیده تر می کنند.”

 

 

وضعیت استان گیلان به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر استان ها چگونه است؟

از نظر مطبوعات، فکر میکنم استان گیلان در سطح کشور، جزو سه استان برتر رسانه ایی کشور باشد و میزان علاقمندی و استقبال مردم گیلان هم به نسبت بیشتر هست شاید این بخاطر وجود سیاستمداران و فرهیختگان علمی است که در این استان زیسته اند و یا مشغول فعالیت بوده اند. بزرگانی چون میرزا کوچک، نیما یوشیج، کیومرث صابری و … که بطور ضمنی در ارتقاء سطح سواد رسانه ای و مطبوعاتی منطقه گیلان موثر بوده اند.

 

سیاست های کلی دولت در رابطه با خبرنگاران از نظر شما چگونه است ؟ آیا دولت حمایت و توجه لازم را از این قشر به عمل می آورد؟

بله سیاست های دولت حکایت از همراهی با خبرنگاران است بطوریکه پس از استقرار دولت به ارگانهای ذیربط بخشنامه ایی صادر شد مبنی بر عدم تعقیب و شکایت از خبرنگاران که نمونه واضح آن در سازمان میراث فرهنگی بود.

من در دوره ایی رابط خبری میراث فرهنگی و صدا و سیما بودم این سازمان در دوره های گذشته یکی از پرحاشیه ترین و خبر ساز ترین ارگانهای دولتی بود و خبرنگاران زیادی بخاطر برخی خبرهای منتشره، از طرف سازمان میراث فرهنگی دچار مشکل شده بودند که در دولت جدید تمام آن پرونده ها و شکایات بدور ریخته شد و خبرنگاران اکنون بدون هیچ محدودیت و مشکلی سخت ترین گزارشهای خود را تهیه میکنند. من فکر میکنم این اتفاق خوشایندی است که امروزه در حوزه خبر و رسانه اتفاق افتاده است چرا که شفافیت، آگاهی و دانستن حق همه شهروندان است و با توجه به تحولات خوبی که اتفاق افتاده “جریان آزاد اطلاعات” در کشورمان در حال شکل گیری است.

اما باز هم تاکید میکنم که شغل خبرنگاری چیزی نیست که در قلم و کاغذ یا لوگوی شبکه ایی خلاصه شود، شخص خبرنگار باید اخلاق خبرنگاری داشته باشد.

 

photo_2016-07-05_16-08-09

به عنوان یک خبرنگار برای جوانانی که به تازگی قصد ورود به این حرفه را دارند چه توصیه ای دارید؟

حرفه خبرنگاری بنظرم یکی از سخت ترین و پرخطرترین فعالیت های انسانی در دوران امروزی است. سالها پیش همکاری ذاشتیم که در جریان جنگ بوسنی هرزه گوین و سارایوو صحنه هایی از کشتار را دیده بود که وقتی برگشت بکلی روحیه اش عوض شد و نه تنها شغل خود را از دست داد بلکه دچار بحران های شدید روحی شد.

منظورم این است که شاید ما در ظاهر یک خبرنگار مشهور و چهره را بشناسیم اما در پشت این چهره ممکن است مسائل روحی، تصاویر ذهنی، خاطرات و تعهدات اخلاقی،  تهدید، ارعاب ، شکنجه و … نهفته باشد.

میخواهم بگم به همان نسبت که این شغل جذاب پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک  است. شاید در ایران  این خطرات کمتر باشد، اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها بخشی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است . بنابراین دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.

به غیر از این کسانی که علاقمندند این حرفه را ادامه دهند حتما باید اطلاعات و سواد خبرنگاری خود را بالا ببرند سرعت، دقت و صحت سه اصل مهم برای موفقیت در خبر نگاری است.

آیا از فعالیتتان خاطرات تلخ و شیرین هم در ذهن دارید؟

برای شخص من بدترین زمان حالتی است که خبر یا گزارشی را با اشتیاق کار کرده باشم اما بخاطر مسایلی چون پر شدن کنداکتور، جابجایی و دروازه بانی خبر و … پخش نشود. این اتفاق قبلا که در بخشهای دیگر سازمان کار می کردم زیاد بود اما اکنون فضا خیلی بهتر شده است. شاید دلیلش مبتدی بودن و ناپختگی کارم بود. با این حال دنیای خبرنگاران پر از خاطرات تلخ و شیرین است.

زیباترین خاطره ام مربوط به همان سالی ات که در عین ناباوری و در اوج مشکلات بعنوان خبرنگار برتر سال انتخاب شدم.

و بدترین خاطر ه ام مربوط به زمانی است که در جریان تهیه گزارش خبری از مناطق آب درمانی اطراف سرعین دچار مار گزیدگی شدم و بخشی از زندگی ام مدتی تعطیل شد. اما جان سخت بودم که باز هم به زندگی برگشتم. شاید این لطف خدا و دعای دوستدارانم بود.

چه چیزی شما را در زندگی اذیت می کند؟

من بر خلاف شغلم در ظاهر معمولا آرام و ساکت هستم، اما همواره در ذهن و دلم غوغایی به پاست. یک اتفاق کوچک خیلی منقلبم می کند اما چون ظاهرا خونسردم کسی متوجه به هم ریختگی درونم نمی شود.

به شدت و با سرعت موضوعات و رویدادهای اطرافم را تحلیل و بررسی می کنم. و این انرژی زیادی از من می برد. شاید برای برخی اطرافیانم جای تعجب و شاید هم آزار باشد که چرا من اینقدر خونسردم. اما کسانی که با من همراه و همکار بوده اند ثمره این اخلاقم را هم دیده اندکه چقدر به سود گروه ما بوده است.

در زندگی همیشه مثبت اندیش بوده ام و خوشبین، و قدردان آنهایی هستم که دارم، اما همیشه بخاطر عزیزانی که از کنارم رفته اند دلگیر و ناراحتم. و این سخت ترین قسمت زندگی است.

حرف پایانی شما با مخاطبین؟

من هیچ وقت اوقاتم را صرف کارهای پوچ و بیهوده نکردم. هدفی را مشخص کرده ام که برای رسیدن به آن در تلاش و کوشش هستم. معتقدم  هر انسانی برای هدفی پا به این جهان گذاشته که باید برای انجامش نهایت تلاش خود را بکند، یا می رسد یا می رود و سرنوشت به دیگری می سپارد. من هدفم کمک به انسان و انسانیت است با هر توان و تا هر زمانی که بتوانم.

برای تک تک  مخاطبان عزیزی که وقت با ارزش خود را برای خواندن این مصاحبه گذاشتند آرزوی تندرستی و شادمانی دارم. و اینکه تک تکشان در نظرم عزیز گرامی و محترمند.

  1. منصور شوکتی گفت:

    باسلام وخسته نباشید .انشاء الله در تمام مراحل زندگی ات موفق و سربلند باشید در زیر سایه یزدان پاک.خیلی خوب

  2. امیری گفت:

    عالیه خدا قوت. ولی الکی الکی از پشت کوه اومدین و خوب معروف شدیناااا. نه شوخی کردم کاراتونو میبینم و دوست دارم. موفق باشید.
    راستی موسسه خیریه و هنرمندان و آقای نصرتی چی شد؟ رفت رو هوا؟
    میدونستم دو روزه است و زود جمع میشه.

  3. امیری گفت:

    یه چزی یادم رفت بگم من شبکه ایران کالا را میبینم اما چرا به گردشگری کمتر اهمیت میدین. باباجان چشماتونو باز کنید.بخدا اگر این شبکه را کلا گردشگری می کردی بیشتر از همون کالاهای بی کیفیت تبلیغی سر و صدا می کرد و به همان اقتصاد مقاومتی که ادعا می کنید نزدیک می شدید!
    باباجان دنیا الان رو صنعت گردشگری میچرخه.

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)




کانال های مرتبط با شهرچوبر
آوای چوبر چوبر
© تمامی حقوق متعلق به چوبرنیوز می باشد. طراحی شده توسط: علیرضا دبیری و ماهر طهماسبی