چوبر چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر

از «مکه» تا «ارتفاعات تالش» با حاج یحیی یادگار
گرفتن پرینت
کد خبر: 4846  |   تاریخ انتشار:17 ژوئن 2015   |   نویسنده: آرتمیسا جهانی

 

به گزارش چوبر نیوز، سفر همیشه همراه خود، برای مسافرش کلی خاطره و تجربه داره، حالا فرقی نمیکنه سفر زیارتی باشه یا سیاحتی یا گردشگری. مهم اینه چشماتو باز کنی تا بتونی زیبایی های سفر را خوب ببینی . کوله پشتی ات رو پر کنی از تجربه ها و خاطرات تازه … و چه زیبا که دیگران را هم در این زیبایی ها سهیم کنی !

فرهنگ ها و آداب  و رسوم های  هر شهر، محله و بخصوص مناطق ییلاقی یکی از همون سوژه هایی است که توی سفر تا میتونی باید چشمت را باز کنی تا مبادا این زیبایی طبیعت خدادادی را از دست بدی.

میل به آموختن و دیدن و شنیدن چیزهای جدید و نو، در وجود همه ما آدم ها وجود داره، حالا هر کدوممون یه جوری این میل و خواسته را ارضا می کنیم … یکی از بهترین زمان و مکان های سیر کردن این میل و خواسته شاید همین  سفر باشه، مخصوصا اگه یه دوربین هم همراهت باشه تا بتونی لحظات شیرین آن را ثبت کنی تا مشتاقانه در اختیار دیگر دوستداران و علاقمندان طبیعت بزاری !!

مجموعه عکس هایی که اخیرا در گزارش تصویری چوبر نیوز منتشر می شود، تصاویری است که حاج یحیی یادگار از مناطق یلاقی چوبر تالش گرفته است. وی که مدتهاست بعنوان مدیر کاروان، سفرهای زیادی به مکه،مدینه، کربلا و دیگر اماکن مقدس داشته، تصاویر و خاطرات زیادی در توشه دارد که اگر ره توشه سفر به ارتفاعات تالش و اردبیل را هم به آن اضافه کنیم کتابی قطور خواهد شد که در یک چشم بر هم زدنی خواننده را از حال و هوای سرزمین وحی تا اوج کوههای تالش و اعماق جنگلهای سبز و با طراوت، با خود همراه کرده و تجربه یک سفر روحانی ، معنوی و توریستی را به وی خواهد بخشید.

 

811718987_76631

 

 خود او می گوید :

« ازوقتی خودم را شناختم عاشق طبیعت بوده ام طبیعت بهاری، تابستانی، پائیزی و زمستانی. اما طبیعت دربهارچیزدیگریست. هرکجا باشی دلت در بهاربرای طبیعت زادگاهت و جائیکه دوران کودکی ات در آنجا سپری شده تنگ میشود حتی اگر پیر شوی یا حتی اگر در بهترین جای دنیا زندگی کنی حتی اگر در کنار خانه خدا در نهایت آرامش و آسایش هم باشی، باز هم در بهار، دلت برای طبیعت زادگاهت تنگ می شود.»

« بیاد دارم در بهارسال ۹۱ چهل روزی بطور ثابت درکنار حرم نبوی و خانه خدا با آرامش در خدمت زائرین بودم اما برای نقطه نقطه کوهها، جنگلها، و سواحل و طبیعت  چوبر دلم  تنگ میشد و اشک می ریختم.»

« به همه مخصوصاً دوستانم سفارش میکنم هرگز از نعمتها و طبیعت بکر خداوند غافل نشوید. هیچوقت دغدغه های روزمره کار و زندگی باعث نشود تا از طبیعت غافل شوید. چون در طبیعت و طبیعت گردی، هم خودت را بهتر میشناسی و هم بهتر به حکمتهای خداوند  پی میبری.»

« همواره  در کنار کار و تلاش، خود را در آغوش طبیعت آرام نگهدارید. هرگز طبیعت به آغوش شما نخواهد آمد بلکه شما باید به آغوش طبیعت بروید. هرچند اگر سختی هم داشته باشد شادابی سلامتی  و نشاط را به شما هدیه خواهد داد و از داشته هایتان لذت خواهید برد.»

 « به  لطف و در کنار دوستانم  به  قلل رفیع کشور از جمله  دماوند، سبلان، سهند و… صعود کرده ام  و بصورت متمادی به کوههای محلی صعود میکنم اما باز احساس میکنم هنوز تشنه آغوش طبیعتم. »

« در ییلاق امکانات نیست اما ساکنان آن سرزمین رویایی آنقدر صاف و صادق اند که همان امکانات کم را هم از یکدیگر دریغ نمی کنند. یکبار که به اتفاق دوستان در ییلاق چوبر بودیم، برای اقامت در شب  هیچ امکاناتی  نداشتیم، وقتی اهالی فهمیدند خیلی زود برایمان همه امکانات را مهیا کردند. یکی برای چراغ  روشنایی مان نفت می آورد، یکی  لحاف یکی تشک. و این همدلی و همیاری در آن غروب تابستان ییلاق صفایی داشت که با هیچ یک از زرق و برق شهری قابل مقایسه نیست.»

« آنجا آدمهای پا به سن  گذاشته مهربانتر و مهمان نوازترند. البته  وقتی پای صحبتشون میشینی از رونق  ییلاق – قشلاق  در گذشته حرف  میزنند از مرحوم  «حاج گلعلی»  مرحوم  «ستارخان»  مرحوم «اسد» مرحوم «حاج شریف» مرحوم «نوروز» و… که سالهاست از ییلاق  رفته اند و دیگر هیچ وقت برنگشته اند.

« همچنین مردان نیکی که زمانی مسیر گیلان تا روخان را با کوله باری آذوقه و میوه های تابستانی یک ساعته طی می کردند اما دیگر رمقی ندارند  که  آن صفا و شادمانی گذشته را به ییلاق بیاورند . مردانی خاطره ساز چون عسگرعموشیرپور،  ابراهیم  شوکتی  ، خدمت ساکتی  و خیلی های دیگر که اکنون دیگر خانه نشین شده اند…»

«  ییلاق گندو، قره قوزه ی ، بوسکم  پوری و سوتاژی هرچند دیگر از افراد با صفا و میهمانواز قدیمی خالی  شده  ولی بازهم جوانترهایی هستند که سختی زندگی در دل  طبیعت  را با رفاه  و آسایش ظاهری شهرعوض نمیکنند و همچنان پای ثابت ییلاق با صفا و خوش آب و هوایند.»

« صدای اول صبح  گوساله ها و بره ها یا صدای  دم غروب گاوها و گوسفندانی که از چرا برگشته اند  بسیار گوشنوازتر از صدای گوشخراش بوقها و اگزوز  وسایل  نقلیه شهرهاست. طبیعت همه چیزش زیباست گذشته اش ، حال و آینده اش .

آرزو می کنم  دلهایتان همچو دریا بزرگ وهمچو کوه استوارباشد.»


برچسب‌ها:

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)




© تمامی حقوق متعلق به چوبرنیوز می باشد. طراحی شده توسط: علیرضا دبیری و ماهر طهماسبی گروه توسعه نرم افزاری آیاز