چوبر چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر
چوبر


تاریخچه شهر چوبر / قدیمی ترین ساکنان چوب چه کسانی بودند
گرفتن پرینت
کد خبر: 9747  |   تاریخ انتشار:۰۵ تیر ۱۴۰۰   |   نویسنده: علیرضا شوکتی

( تاریخچه شهر چوبر بخشی از پروژه تحقیقاتی من بوده که نزدیک به ۳ سال در تکمیل آن وقت گذاشتم و از منابع محلی و میدانی و کتابخانه ایی که الان دیگر در دسترس نیستند کمک گرفتم. بنابر این شایسته است که در استفاده از این مطالب منبع آن یعنی سایت چوبر ذکر شود./ با سپاس، شوکتی )

به گزارش چوبر نیوز، بی شک اکثر چوبری ها در ادامه اسم فامیلی خود پسوند چوبر را دارند و احتمالا” با این سوال هم که  “چوبر یعنی چه؟ ” مواجه شده اند، اما شاید کمتر کسی باشد که معنی واقعی و پیشینه تاریخی آنرا بداند.

عکس: حسن حقی از ارتفاعات چوبر

آنچه در تحقیقات محققان و نویسندگان بزرگ کشور در خصوص چوبر آمده است حکایت از آن دارد که پیدایش سکونت در چوبر نیز همزمان با سکونت تالشان در منطقه تالش بوده است. از جمله دکتر عبدلی و کریم آقاجانی از نویسندگان بزرگ کشور که مطالعات و تحقیقات زیادی در خصوص تاریخ و بخصوص تاریخ تالشان داشته اند، به این موضوع اشاره داشته اند.

 با این حال تاکنون اطلاعات دقیق و محکمی در مورد پیشینه تاریخی نام چوبر وجود نداشته و مطلب قابل توجهی در خصوص نام چوبر یافت نشده است.

آنچه در پی می آید خلاصه ای از پرو‍‍ژه  تحقیقاتی اینجانب  ” علیرضا شوکتی ” در خصوص تالش و منحصرا” چوبر می باشد که از منابع موثق و مختلفی بصورت میدانی و کتابخانه ای در مدت ۵ سال جهت چاپ کتاب گردآوری شده و برای اولین بار در این جا منتشر می شود.

بر طبق این تحقیقات استقرار سکنه در منطقه چوبر ابتدا در سه منطقه و در کنار رودخانه اصلی چوبر بوده است. یکی از این مناطق در قسمت کوهستانی بنام قدیمی “روخان ” بوده و دو  منطقه دیگر در قسمت کوهپایه بوده است و آنرا گیلان می گفته اند. افراد این مناطق ابتدا بصورت ییلاق قشلاق زندگی می کرده اند و به دامداری و کشاورزی مشغول بوده اند. اصطلاح گیلان به قسمتهای کوهپایه ای رشته کوههای پوشیده از جنگل بخش تالش گفته می شده که علاوه بر چوبر امروزی، سایر مناطق نوار ساحلی غرب گیلان را نیز در بر می گرفته است.

جالب اینکه موقعیت و داراییهای افراد کوهستانی نشین اغلب بهتر و بیشتر از افراد کوهپایه نشین بوده است.

به مرور زمان و با تسهیل زندگی جمعی، از سکونت افراد کوهستانی نشین کاسته و به افراد کوهپایه نشین که بیشتر به کار کشاورزی مشغول بوده اند افزوده شده است. ضمن اینکه از استانهای همجوار یعنی اردبیل نیز افراد زیادی به مناطق کوهپایه ای و جلگه ای غرب گیلان کوچ کردند وآنها اکثرا” به کار آهنگری و تجارت و بعضا” کشاورزی مشغول بودند.

بدین ترتیب با کوچ آنها به سمت کوهپایه ها  و اطراف رودخانه ها، ساخت سکونتگاههایی از چوب وکاهگل گسترش یافت که نیاز به استفاده از چوب را برای این قشر از مردم بیشتر می کرد. مردم روشهای مختلفی را برای تامین چوب مورد نیاز خود که هم برای ساخت خانه و هم برای گرمایش و مصارف دیگر بکار برده می شد، آزمودند از جمله حمل چوب بوسیله حیوانات اهلی و …

یکی دیگر از روشهایی که مردم برای حمل سریع و راحت چوب از آن استفاده می کردند، کمک گرفتن از جریان آب رودخانه ها بوده است.این امکان بلحاظ پهنای وسیع رودخانه چوبر در قسمتهای مختلف آن بخصوص ” للکه محله ” فعلی، باعث رونق حمل چوب از طریق رودخانه شد.

(البته علاوه بر اینکه از چوب برای مصارف گوناگون استفاده می شده، نوعی محصول اقتصادی هم به شمار می آمد چون روسها که از چوب درختان راش،گردو،توت و… برای اسلحه سازی استفاده می کردند، از طریق رودخانه چوب جنگلها را به دریا و سپس به روسیه منتقل می کردند.)

مردم چوب های مورد نیاز خود را به اندازه های مختلف در جنگل بوسیله اره های بزرگ فلزی ۲ ، برش وتقسیم بندی می کردند. (نمونه ای از این اره بزرگ فلزی، که یکی از راویان مرحوم از پدر بزرگش به ارث برده، در محل موجود است.)

آنها چوب های آماده را به نزدیک رودخانه می آوردند و سپس به جریان آب رودخانه می سپردند تا در قسمت های پایین تر آنها را از آب رودخانه جمع کرده و مورد استفاده قرار دهند.

ابتکار و گسترش این عمل باعث رونق فعالیت مردم این منطقه و سکونت در بخش های پایین تر کوهپایه ها یعنی ” للکه محله ” و ” بالا محله ” چوبر شد. بدین ترتیب افرادی هم که از مناطق همجوار به این منطقه یعنی چوبر می آمدند، آنجا را ” رود چوب بر ” یا همان چوبر می شناختند و اینگونه نام این منطقه چوبر شد.

بعدها با گسترش ساخت و ساز و ایجاد راهها و روشهای مختلف حمل و نقل، این روش حمل چوب از طریق رودخانه که به آن در اصطلاح محلی ” سلینتی ” می گفتند به کلی منسوخ شد.

عکس: امید رجبی پور

ساکنان اولیه چوبر:

قدیمی ترین مردمان چوبر در کوهپایه ها زندگی میکردند، که البته ئیلاق قشلاق جزو زندگی عادی آنها در زمستانها و تابستانها بود. طبق آخرین یافته های میدانی علیرضا شوکتی، در حدود ۲۰۰ سال پیش کمتر از ۱۲ خانواده پر جمعیت در قسمتهای مختلف غرب تالش زندگی میکردند که بخاطر نبود سجلی و شناسنامه هیچ اسم و نشان ثبت شده از آنها در دست نیست اما با گذشت زمان و از سالهای ۱۲۶۰ به بعد سه خانواده که به اسم سرپرست خانواده معروف بودند و بعدها مردم فرزندان آنها را با نام خود سرپرست می شناختند در سه قسمت بالا محله، للکه محله و دروار محله ساکن بودند. 

در بالا محله قربانقلی، در دروار محله اوتاش و در للکه محله صوبی صاحب مال و اموال و فرزندانی بودند و بخش زیادی از مناطق چوبر شامل کوهها و کوهپایه ها به خانواده این سه نفر تعلق داشت و کسی جلگه ها و مناطق ساحلی را جزو زمین یا اموال خود نمی دانست. با افزایش تعداد خانوار ها تا سالهای ۱۲۸۰ کم کم ساکنان چوبر به ۱۰۰ نفر رسیده بود که چون هنوز شناسنامه نداشتند همدیگر را با نام ایل و طایفه می شناختند. بعنوان مثال نوه نتیجه های قربانقلی را قربان اوشاقی و نوه نتیجه صوبی را صبی اوشاقی می شناختند.

و به همین ترتیب که جمعیت زیاد میشد هر کسی را به اسم کوچک خاندانش صدا میکردند که بعدها این خاندان هم زیاد تر شد و تا سالهای ۱۳۰۰ و بعد از آن که برای مردم شناسنامه اجباری صادر شد.

بازماندگان قربانقلی در بالا محله شوکت، محمد، شریف، اسکندر و قلام (نه غلام (پدر بزرگم به این مسئله تاکید میکرد.)) بودند که قبل از ۱۳۰۰ ساکن مناطق جنگلی (بین کوههای گیلان و اردبیل و گاها مناطق کوهپایه ) می شدند.

بازماندگان صوبی یا صبی علی ، مراد، حسن، شاداب، حسام و عباد بودند و همینطور بازماندگان اوتاش در دروارمحله، حیدر، شدی ، محمد، عباس، حسین (حسی (یاحسن)) بودند.

حالا از هر یک از این افراد شاخه های زیادی بوجود آمد که حتی برخی از شناسنامه ها هم بنام اجدادشان صادر شده و گاهی هم به نسبت شغل و کسب و کارشان.

از سال ۱۳۰۰ به بعد که جمعیت در حال افزایش بود و شالیزارها و کسب و کارها در مناطق جلگه ایی رونق گرفته بود و جاده ایی باریک از کنار دریا، شهر تالش را به آستارا پیوند میزد، برخی از بازماندگان صبی بنامهای یعقوب، کریم سلیمان و انام اولین مغازه های خود را با فاصله ایی از هم در کنار جاده خاکی بنا کردند که بیشتر نمک، چای، پارچه، قند و ابزار آلات آهنی و چینی میفروختند.

 


برچسب‌ها:
  1. ساجد نعمتی گفت:

    درود بر شما برادر گرانقدر، جناب اقای شوکتی

    بابت وقت گرانبهایی که در مورد این موضوع صرف نمودید از شما سپاسگزارم و معتقدم بهتر است هر فرد از گذشته و تاریخچه‌ی منطقه و کشور خود اطلاعات قابل اتکایی داشته باشد. چه بسا این اطلاعات بتواند برای درک خرده فرهنگ‌ها و سیر زندگی در ایرنِ کهن مفید باشد که نتیجه‌اش می‌تواند در بهبود همزیستی و پذیرش انواع فرهنگ‌های مجاور باشد. این اطلاعات میتواند نگاهی جامع به مردم بدهد که بتوانند نگاهی دور و بلند به یکدیگر داشته باشند و انسجام حاصله را در پیشرفت فردی و اجتماعی به‌کار ببندند.
    این صحبت بنده از اینجهت است، که به طور کلی اگر عرض کنم، مشاهده میکنیم هنوز هم عده‌ای نسبت به محله‌ها یا حتی روستاها و شهرهای مجاور هم، حساسیت و تعصب‌های بی‌جهت دارند که اغلب باعث بروز اختلافات هم می‌شود که تاسف آور است. بنظر بنده، این مطالب ارزشمند شما از ریشه‌ی مشترک این مناطق، میتواند به بهبود فرهنگ همزیستی در منطقه کمک شایانی نماید.
    با تشکر

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)




کانال های مرتبط با شهرچوبر
آوای چوبر چوبر
© تمامی حقوق متعلق به چوبرنیوز می باشد. طراحی شده توسط: علیرضا دبیری و ماهر طهماسبی گروه توسعه نرم افزاری آیاز